توسعه هوش مصنوعی بدون اینترنت پایدار ممکن است؟
لینک بگیر: در حالیکه اینترنت در ایران وارد شصت وهفتمین روز قطعی خود شده، رگولاتوری بتازگی مصوبه «پروانه ارایه خدمات هوش مصنوعی» (AISP) را ابلاغ کرده است؛ مصوبه ای که هدف آن، بگفته مسئولان، توسعه زیست بوم هوش مصنوعی، ایجاد زیرساخت های بومی پردازش هوشمند و تسهیل ارایه خدمات AI در کشور عنوان شده است.
به گزارش لینک بگیر به نقل از خبر آنلاین، به نقل از شرق، این مصوبه در شرایطی ابلاغ گردیده که شواهد و همینطور اظهارات فعالین اقتصاد دیجیتال، نشان داده است زیرساخت ارتباطی کشور در وضعیت ناپایدار قرار دارد و طی ماه های گذشته قطعی گسترده و اختلال در دسترسی به اینترنت، فعالیت خیلی از شرکت های فناوری را به حالت تعلیق درآورده یا کاهش داده است. در این شرایط، ابلاغ این مصوبه پرسشی بنیادین را در بین فعالین این حوزه بوجود آورده است: آیا میتوان بدون اینترنت پایدار، از توسعه هوش مصنوعی سخن گفت؟
مجوزی با استاندارد ۲۰۰ پتافلاپس مصوبه جدید رگولاتوری برای صدور پروانه اپراتور هوش مصنوعی در حالی به منظور گسترش این صنعت معرفی شده که به باور کارشناسان، ترکیب الزامات سنگین فنی، هزینه های بالای ورود و دامنه گسترده نظارت و کنترل، آنرا به یکی از پیچیده ترین چارچوب های تنظیم گری در عرصه فناوری مبدل کرده است. در ظاهر این سیاست تلاش دارد مسیر توسعه هوش مصنوعی را هموار کند، اما در عمل استانداردهای تعریف شده در آن، تصویر بازاری را ترسیم می کند که ورود به آن فقط برای بازیگران بزرگ و دارای زیرساخت گسترده ممکن خواهد بود؛ موضوعی که در ادامه می تواند ساختار رقابت در این زمینه را به شکل جدی تحت تاثیر قرار دهد.
مجتبی طباطبایی، مدیرعامل شرکت دانش بنیان Alpha Reality فعال در عرصه هوش مصنوعی در صنعت فین تک، با اشاره به مبحث مجوز اپراتور هوش مصنوعی و رگولاتوری در عرصه هوش مصنوعی می گوید: «اگرچه عرضه تسهیلات و حمایت ها در ظاهر می تواند به توسعه این حوزه کمک نماید، اما در عمل این روند به صورتی محدودسازی منجر می شود». بگفته او، در ادامه چنین سیاست هایی، داشتن مجوز به پیش شرط عرضه خدمات تبدیل می شود و هر فرد یا مجموعه ای که بدون آن باشد، از بازار حذف خواهد شد؛ خصوصاً در همکاری با نهادهای دولتی که بدون این مجوز در عمل امکان فعالیت وجود ندارد. او تاکید می کند حتی اگر برخی بازیگران در مقیاس کوچک یا در قالب خدمات B2B بتوانند فعالیت کنند، در نهایت این سازوکار به سود گروهی محدود تمام می شود.
وی در ادامه به تاثیر قطعی اینترنت در ماه های اخیر بر فعالیت شرکت های فعال در عرصه هوش مصنوعی اشاره می کند و می گوید: «در بالاتر از دو ماه گذشته، در عمل کارهای توسعه ای ما متوقف شده است». بگفته او، شرکتش بتازگی توانسته قسمتی از دسترسی های خود را، آن هم در شرایطی محدود و همراه با فیلترینگ، باردیگر برقرار کند. در عین حال، به باور او این دسترسی ها به هیچ عنوان به مفهوم بازگشت به وضعیت عادی نیست و مجموعه ناچار شده در «وضعیت بقا» فعالیت کند؛ به این معنا که تمرکز فقط بر حفظ سرویسهای موجود قرار گرفته است، آن هم در حالی که همان سرویس ها نیز با اختلال مواجه اند. او با ذکر مثالی از اختلال در یکی از سرویسهای شرکت توضیح می دهد: «به دلیل لطمه دیدگی دیتاسنتر در جریان حملات، ناچار به جابه جایی شدیم. این سرویس قبل تر قسمتی از داده ها و پکیج های خویش را از منابعی مانند گوگل دریافت می کرد، اما با قطع دسترسی، از مدار خارج شد و الان بازسازی آن زمان و هزینه سنگینی می طلبد». بگفته او، همین نمونه نشان داده است حتی یک اختلال محدود در زیرساخت، می تواند زنجیره ای از مشکلات جدی برای توسعه هوش مصنوعی ایجاد نماید.
هوش مصنوعی بدون اینترنت؟ یکی از پرسش های کلیدی که در بین فعالین این حوزه و البته کاربران مطرح می شود، چگونگی امکان توسعه هوش مصنوعی در غیاب اینترنت پایدار می باشد. حقیقت فنی این حوزه نشان داده است آموزش مدلها، دسترسی به داده های جهانی، استفاده از APIهای بین المللی و حتی بروزرسانی زیرساخت ها، همگی به اتصال پایدار به اینترنت وابسته اند. در چنین شرایطی، بگفته برخی کارشناسان، حتی سرویسهای داخلی نیز بدون اتصال به شبکه جهانی، در چرخه ای محدود و بسته گرفتار می شوند که امکان رقابت پذیری را می کاهد.
مدیرعامل Alpha Reality در جواب این پرسش که آیا «اینترنت پرو» می تواند جایگزین اینترنت معمول برای کسب وکارها باشد، در یک جمله کوتاه می گوید: «به هیچ وجه». او تاکید می کند فعالیت در عرصه هوش مصنوعی نیازمند اینترنت پرسرعت و پایدار می باشد و درحالی که برای تأمین زیرساخت هایی مانند فیبر نوری سرمایه گذاری شده و آنها هزینه بالایی برای خرید این زیرساخت ها داده اند، وضعیت فعلی بگونه ای است که فرایندهای ساده که قبل تر در زمانی کوتاه انجام می شد، حالا امکان دارد تا یک روز زمان ببرد. ضمن این که سوی دیگر فعالیت شرکت ها، کاربران هستند که بدون درنظر گرفتن دسترسی اینترنت، در عمل شرکت ها نمی توانند به چرخه عادی برگردند.
طباطبایی همینطور به محدودیت هایی مانند سقف مصرف روزانه در اینترنت پرو اشاره می کند و می گوید: «حجمی در حد پنج گیگابایت در روز، حتی پاسخ گوی نیاز یک کاربر نیست، چه برسد به یک تیم توسعه». بگفته او، هزینه این خدمات اندک نیز چندین برابر قیمت معمول است و این مورد با هدف اعلام شده یعنی دفاع از کسب وکارها در تناقض قرار دارد. وی در ادامه در جواب این پرسش که آیا اساسا اجرای چنین مصوبه ای در وضعیت فعلی لزوم داشته است، می گوید: «این ابهام وجود دارد که تا چه حد نظرات فعالین حقیقی این حوزه در تدوین این سیاستها لحاظ شده است». به عقیده او، باآنکه توجه به توسعه هوش مصنوعی اقدامی مثبت است، اما رویکرد حاکم بر این سیاستگذاری ها که مبتنی بر مجوزدهی و کنترل از بالا به پایین است، در عرصه فناوری کارآمد نیست.
طباطبایی با اشاره به تجربه های گذشته ادامه می دهد: «پیش تر نیز گفته می شد هدف از یک مصوبه یا پروانه در عرصه فناوری، ایجاد انحصار نیست و فقط توسعه این حوزه مدنظر قرار دارد، اما در عمل نتیجه چنین سیاست هایی، ایجاد مانع برای شرکت های کوچک تر بوده است». او تاکید می کند توسعه حقیقی هوش مصنوعی بدون دسترسی به اینترنت پایدار و با کیفیت امکان ندارد و حتی سرویسهای داخلی نیز در چنین شرایطی امکان رشد مؤثر نخواهند داشت. سرانجام، طباطبایی جمع بندی می کند که روند مجوزدهی و کنترل از بالا به پایین در طولانی مدت به تقویت انحصار منجر خواهد شد. بگفته او، با عنایت به احتیاج به سرمایه اولیه ای در حدود ۵۰ میلیارد تومان برای ورود به این حوزه، استارتاپ های کوچک در عمل از چرخه رقابت حذف می شوند و میدان برای بازیگران بزرگ تر، خصوصاً اپراتورها، فراهم خواهد شد؛ وضعیتی که بگفته او، تکرار تجربه های پیشین در اقتصاد دیجیتال کشور است.
چرا مدل اپراتوری؟ در میانه بحث ها در رابطه با مدل «اپراتور هوش مصنوعی» و انتقادهایی که آنرا به سوی تمرکزگرایی سوق می دهد، احسان چیت ساز، معاون سیاستگذاری و برنامه ریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزیر ارتباطات، پیش از حوادث دیماه ۱۴۰۴ در گفت و گویی منتشرنشده با «شرق»، معتقد بود پرسش اصلی نه اصولاً اپراتوری، بلکه در فهم دوگانه ماهیت هوش مصنوعی است. او می گوید هوش مصنوعی از یک سو در لایه نوآوری و کاربرد، ساختاری ذاتا غیرمتمرکز دارد و از طرف دیگر در لایه زیرساخت، بطور طبیعی به سوی تمرکز حرکت می کند؛ موضوعی که بگفته او اگر از هم تفکیک نشود، هم سیاستگذاری و هم تحلیل را گرفتار خطا می کند.
بگفته چیت ساز، زیرساخت هوش مصنوعی شامل توان پردازشی، مراکز داده، شبکه و زنجیره تأمین سخت افزار، ذاتا «سرمایه بر» است و هزینه های اولیه بسیار بالایی دارد. همین خصوصیت موجب می شود بازیگران کوچک به تنهایی امکان ورود مؤثر به این حوزه را نداشته باشند. وی همینطور به صرفه های مقیاس اشاره می کند و می گوید هرچه این زیرساخت بزرگ تر و یکپارچه تر باشد، هزینه ها کاهش و کیفیت خدمات افزوده می شود.
چیت ساز در ادامه، «اثر شبکه و داده» را عامل سوم تمرکز در این زمینه می داند؛ به این معنا که با افزایش کاربران و داده، کیفیت مدلها بهبود می یابد و بنابراین قدرت در دست بازیگران محدودتری متمرکز می شود. او این روند را مشابه زیرساخت های کلاسیک مانند برق، مخابرات و شبکه های پرداخت می داند که بطور طبیعی به سوی تمرکز حرکت کرده اند.
در عین حال، او اخطار می دهد که نادیده گرفتن این حقیقت می تواند دو پیامد داشته باشد: یا زیرساخت در مقیاس لازم شکل نمی گیرد و اکوسیستم نوآوری کوچک و پراکنده باقی می ماند، یا به انحصار از طرف چند بازیگر بزرگ تبدیل می شود و خود به گلوگاه توسعه بدل می شود. چیت ساز مدل اپراتوری را پاسخی نهادی به این وضعیت می داند؛ مدلی که به نظر او می تواند نقش «زیرساخت عمومی» را ایفا کند و دسترسی پایدار و کم هزینه به توان محاسباتی را فراهم بیاورد، بدون آنکه مستقیما وارد حوزه نوآوری شود.
او تاکید می کند شرط موفقیت این مدل، حفظ مرز روشن میان «زیرساخت» و «نوآوری» است؛ به صورتی که اپراتور نقش تسهیل گر و فراهم کننده بستر را داشته باشد، نه بازیگر مسلط بر زیست بوم. به باور او، در چنین حالتی اپراتور نه ابزار تمرکز قدرت، بلکه سازوکاری برای کاهش هزینه ورود، افزایش مقیاس و تسریع توسعه اقتصاد هوش مصنوعی خواهد بود.
تناقض اینترنت محدود با توسعه هوش مصنوعی با همه این توضیحات سؤال اصلی همچنان باقی است و آن این که بدون اینترنت چطور می توان هوش مصنوعی را توسعه داد؟
احسان چیت ساز، معاون وزیر ارتباطات، در تحلیل نسبت میان توسعه هوش مصنوعی و وضعیت دسترسی به اینترنت، بر یک تناقض بنیادین تاکید می کند؛ تناقضی که بگفته او، بدون حل آن، هرگونه سیاستگذاری در عرصه AI با محدودیت های ساختاری مواجه خواهد شد.
او می گوید: «شما نمی توانید انتظار داشته باشید صنعت هوش مصنوعی در مقیاس ملی رشد کند، اما هم زمان جریان های حیاتی دانش، ابزار و تعاملات جهانی را در وضعیت ناپایدار یا محدود نگه دارید». به باور او، هوش مصنوعی حتی در صورت تأمین زیرساخت محاسباتی داخلی، برای رشد و به روز ماندن به سه جریان اصلی نیاز دارد: جریان دانش و کد، جریان داده و استاندارد، و جریان تعاملات علمی و صنعتی.
چیت ساز اینترنت را قسمتی از «زنجیره تأمین هوش مصنوعی» توصیف می کند و اخطار می دهد که در صورت محدود یا پیش بینی ناپذیر بودن آن، حتی پیشرفته ترین زیرساخت های پردازشی نیز به دیتاسنترهایی پرهزینه اما کم اثر تبدیل می شوند؛ برای اینکه اکوسیستم از اتصال به ابزارها، بروزرسانی ها، مخازن کد، منابع آموزشی و شبکه همکاری جهانی محروم می ماند.
در ادامه این تحلیل، چیت ساز بر نقش حیاتی اکوسیستم متن باز در پیشرفت هوش مصنوعی تاکید می کند و می گوید بخش درخورتوجهی از توسعه این فناوری بر پایه فریم ورک ها، کتابخانه ها، مدلها، دیتاست ها و ابزارهای متن باز شکل گرفته است.
به گفته او، اگر دسترسی به این منابع جهانی محدود یا کند شود، حتی در صورت وجود توان محاسباتی بالا، روند توسعه با تأخیر، هزینه بیشتر و افت کیفیت مواجه خواهد شد. او این بخش را «زیرساخت آموزشی و مهندسی» کشور در عرصه هوش مصنوعی توصیف می کند و تاکید دارد که دسترسی پایدار به ریپازیتوری ها، مستندات و ابزارهای توسعه جهانی، یک لزوم فنی است، نه انتخاب سیاستی.
چیت ساز در قسمت دیگری از این تحلیل، بر اهمیت ارتباطات علمی و صنعتی تاکید می کند و می گوید فناوری های پیشرو در جهان، نه در انزوا؛ بلکه در بستر تعامل و تبادل شکل می گیرند.
او یادآور می شود حتی کشورهایی با بالاترین سطح حساسیت های امنیتی نیز مسیرهایی برای همکاری دانشگاهی و صنعتی حفظ نموده اند، برای اینکه بدون آن، نیروی انسانی به روز نمی ماند و چرخه نوآوری گرفتار توقف می شود. برپایه این، او باور دارد توسعه حقیقی هوش مصنوعی نیازمند تعریف یک چارچوب پایدار برای دسترسی به منابع علمی، شرکت در کنفرانس ها و همکاریهای بین المللی است؛ چارچوبی که باید به عنوان یک لزوم صنعتی دیده شود، نه یک گزینه جانبی.
چیت ساز درعین حال تصریح می کند که با سیاست فیلترینگ گسترده مخالف است، اما تاکید دارد که بازبینی در دسترسی، یکی از ستون های اصلی هر بسته سیاستی توسعه دیجیتال بحساب می آید. او توضیح می دهد که توسعه هوش مصنوعی تنها با ساخت زیرساخت محاسباتی محقق نمی گردد، بلکه نیازمند هم زمانی سه مؤلفه است: زیرساخت پردازشی، اصلاح حکمرانی اینترنت و تضمین دسترسی علمی و مهندسی.
بگفته او، اگر تنها یکی از این ستون ها تقویت شود و دیگر بخش ها نادیده گرفته شوند، نتیجه نهائی پروژه ای پرهزینه اما کم اثر خواهد بود. اما در صورت هماهنگی این اجزا، اپراتور هوش مصنوعی می تواند از یک پروژه فقط زیرساختی به موتور توسعه زیست بوم تبدیل شود؛ جایی که محاسبات داخلی با دانش جهانی و نوآوری داخلی ترکیب شده و خروجی آن افزایش بهره وری، ایجاد بازار و پیشرفت توان رقابت پذیری کشور خواهد بود.
پروانه اپراتور هوش مصنوعی در ظاهر قدمی برای ساماندهی و توسعه این صنعت در ایران تلقی می شود، اما در عمل، هم زمان با بحران زیرساخت اینترنت، قطعی و محدودیت های گسترده ارتباطی، این پرسش را بوجود آورده که آیا چنین سیاستی در زمان فعلی اجراشدنی است یا خیر؟
سرانجام، آن چه در دل این مصوبه برجسته می شود، نه فقط بحث توسعه فناوری، بلکه تناقض میان هدف اعلام شده و حقیقت زیرساختی کشور است؛ تناقضی که بگفته فعالین این حوزه، می تواند مسیر رشد هوش مصنوعی را بالاتر از آنکه تسهیل کند، با چالش های جدیدی مواجه کند.
۵۸۵۸
به طور خلاصه سرانجام، طباطبایی جمع بندی می کند که روند مجوزدهی و کنترل از بالا به پایین در طولانی مدت به تقویت انحصار منجر خواهد شد. به باور او، هوش مصنوعی حتی در صورت تأمین زیرساخت محاسباتی داخلی، برای رشد و به روز ماندن به سه جریان اصلی نیاز دارد: جریان دانش و کد، جریان داده و استاندارد، و جریان تعاملات علمی و صنعتی. در ادامه این تحلیل، چیت ساز بر نقش حیاتی اکوسیستم متن باز در پیشرفت هوش مصنوعی تأکید می کند و می گوید بخش درخورتوجهی از توسعه این فناوری بر پایه فریم ورک ها، کتابخانه ها، مدلها، دیتاست ها و ابزارهای متن باز شکل گرفته است.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب