از اکسپلور تا خیابان شکاف سوگواری دیجیتال و زندگی واقعی

از اکسپلور تا خیابان شکاف سوگواری دیجیتال و زندگی واقعی به گزارش لینک بگیر، اگر به جای نمایش غم به گفتگوی خردمندانه میدان بدهیم و اگر حق کار و زندگی را در کنار حق عزاداری به رسمیت بشناسیم، آنوقت شاید فاصله اکسپلور و خیابان کم تر شود.



یادداشت مهمان- مهیار خدادادی، کارشناس حوزه فناوری اطلاعات؛ رسانه های اجتماعی قرار بود پنجره ای رو به واقعیت باشند؛ جایی برای روایت تجربه های روزمره، آموزش، گفت و گو و حتی همدلی جمعی؛ اما در هفته ها و ماه هایی که بعد از رخدادهای تلخ دی ماه و فضای اعتراضات شکل گرفت این پنجره در خیلی از موارد به ویترین نمایش بدل شد صحنه ای که در آن غم نه بعنوان واکنشی طبیعی و درونی بلکه بعنوان یک قالب آماده برای تولید محتوا و حفظ نرخ دیده شدن تولید شد.
پیامد این وضعیت ایجاد شکافی عمیق بود شکافی از عمق اکسپلور تا بطن جامعه در سطح شهر فروشگاه ها، کافه ها و رستوران ها باز هستند و زندگی با همه فشارها در جریان است؛ اما در رسانه های اجتماعی زندگی روزمره گاهی به سرعت با برچسب نرمال سازی محکوم می شود؛ انگار هر نشانه ای از استمرار زندگی معادل فراموشی رنج است و همین فضا خیلی از کسب و کارهای آنلاین را مجبور می کند برای درامان ماندن از موج تهاجمات سایبری سکوت اختیار کنند.
در این میان قسمتی از کنشگران پرمخاطب فضای مجازی شامل اینفلوئنسرها بلاگرها یا صفحات پر تعامل با تشکیل نقابی غم انگیز مبادرت به ماهیگیری از آب گل آلود می کنند؛ نقابی که بالاتر از آن که به درد مردم بخورد به درد الگوریتم می خورد نشانه های این نقاب عبارت اند از: عکس پروفایل با نقشه ایران، سمفونی حماسه خرمشهر، افکت های سیاه و سفید و متنهایی از جنس «به احترام شما فعالیت نداریم» و سپس کوچ ظاهری به تلگرام یا پلت فرم های دیگر در صورتیکه موتور اصلی درآمد و اعتبارشان همچنان همان صفحه ای است که تحت هیچ عنوانی نباید بخوابد.
آنان هم زمان دو کار می کنند، از یک سو به کاربران فشار می آورند که هیچ فعالیتی نکنید تا مبادا فضا عادی به نظر برسد و از طرف دیگر خودشان با تولید محتوای غم محور صفحه شان را فعال نگه می دارند بنابراین این اتفاقات سوگواری دیجیتال بر فضای مجازی ایران حاکم شد؛ جایی که کالایی سازی احساس، خوراک الگوریتم می شود و کاربران هم ناخواسته در چرخه باز تولید آن گرفتارمی مانند.
این استاندارد دوگانه زمانی خطرناک تر می شود که هزینه اش از جیب کسب و کارهای آنلاین پرداخت گردد. ما تجربه تلخ اختلال ها و محدودیت های اینترنت را پشت سر گذاشته ایم و الان در آستانه عید نوروز کسب و کارهایی که با هزار زحمت به فروش آنلاین رسیده اند و بالاتر از هر زمان به درآمد نیاز دارند ناچارند سکوت کنند تا از آماج تهدید و فحاشی در امان بمانند.
اینجا دیگر مبحث برسر نوع محتوا نیست پای حق معیشت درمیان است. وقتی به یک فروشنده خانگی یک آرایشگر یک آموزشگاه آنلاین یا یک تولید کننده کوچک گفته می شود اگر استوری بگذاری خیانت است پرسش ساده این است که آیا رستورانی که باز است نرمال سازی می کند؟ آیا کافه ای که به مشتریان اش خدمات میدهد خیانت کار است؟ اگر قرار باشد معیار توقف کامل زندگی روزمره باشد جامعه چطور باید نفس بکشد؟
نکته مهم بعدی چرخه شهرت سقوط در فضای سایبری است که امروز کسی را قهرمان می سازد و فردا با یک موج او را زیر بار فشار روانی له می کند. در منطق رسانه های اجتماعی چهره های پرمخاطب ناخواسته به محل تخلیه احساسات جمعی بدل می شوند و از آنها انتظار می رود در هر مبحث اجتماعی و سیاسی موضع گیری کنند. بطور مثال آقای هادی چوپان قهرمان تاریخی ایران در مسترالمپیا و چهره ای که تا مدتی پیش نماد غرور ملی در رسانه های اجتماعی بود ناگهان به واسطه پخش یک برنامه ضبطی که خارج از زمان بندی فضای ملتهب تهیه شده بود، هدف حملات گسترده کاربران قرار گرفت حدود یک میلیون دنبال کننده خودرا از دست داد و صفحه اش هم برای مدتی کوتاه از دسترس خارج شد این نوسان شدید از ستایش تا تخریب محصول همان منطق موجی و هیجانی رسانه های اجتماعی است؛ منطقی که افراد را از انسان به نماد تبدیل میکند وسپس همان نماد را در معرض فرسایش روانی قرار می دهد.
اما راه حل چیست؟ برعکس تصور رایج راهکار الزاماً واکنش دائمی نیست. گاهی بهترین کنش سکوت مسئولانه است؛ سکوتی که از بی تفاوتی نمی آید از فهم پیچیدگی می آید. اگر کسی تخصص ندارد، اگر داده ای در اختیارش نیست و اگر امکان راستی آزمایی ندارد، بهتر است نقش بازی نکند و اگر مقرر است همدلی کند، آنرا از قالب های نمایشی بیرون بیاورد؛ چونکه همدلی حقیقی می تواند در کمک مستقیم به یک خانواده صدمه دیده دفاع از سلامت روان اطرافیان یا حتی پرهیز آگاهانه از بازنشر نفرت معنا پیدا کند. اگر بجای قلاب های احساسی به صداقت و دقت پاداش بدهیم، اگر بجای نمایش غم به گفت و گوی خردمندانه میدان بدهیم و اگر حق کار و زندگی را در کنار حق سوگواری به رسمیت بشناسیم، آنوقت شاید فاصله «اکسپلور» و «خیابان» کم تر شود. در نهایت مساله این نیست که رنج را فراموش کنیم؛ مساله این است که رنج را تبدیل به ابزاری برای بازدیدنکنیم!


منبع:

0.0 / 5
5
1404/12/03
14:41:50
تگهای خبر: آنلاین , اینترنت , بازی , تلگرام
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۴
سئوی سایت با بک لینک دائمی ارزان
linkbegir.ir - حقوق مادی و معنوی سایت لینك بگیر محفوظ است

لینك بگیر

بک لینک ارزان و رپورتاژ آگهی ، آخرین اخبار و آموزش های سئو و بک لینک را در لینک بگیر دنبال کنید